|
فشردگي برنامه و بي برنامگي محض!!!
خيلي زياده... كم كه نه، نمي گم كم مي يارم اما فكرم خيلي درگيره و سرم حسابي شلوغه...
هر روز امتحان داريم اون هم نه امتحان از يه درس و دو درس كه! يا از اول تا همين جايي كه هستيم يا از 10 درس آخر يا ...! عملا بايد تمام وقت روز قبل امتحان رو بذارم براي مطالعه درسي كه روز بعد از اون امتحان دارم، در نتيجه از بقيه درس ها عقب مي مونم. مثلا شيمي خيلي وقته كه امتحان نگرفته و چون وقت مطالعه ش رو ندارم يكي دو هفته اي مي شه كه تعطيل شده و ناراحتم مي كنه. . .
اين از اين . . .
براي حسابان و جبر و هندسه و فيزيك هم كه معلم باهام كار مي كنه دو هفته س كه دارم خودم رو مي كشم تا تو وقت هاي خالي برسم تمرين هاشون رو حل كنم اما وقت نمي شه.
رئيس انجمن فيزيك و كامپيوتر مدرسه م و چند وقته كه هيچ غلطي نكردم و با اين كه فكرش خيلي اذيتم مي كنه اما نمي رسم. بايد مطلب IT ببرم + آزمايش براي گروه فيزيك و سوالات المپياد فيزيك با جواب هاش و با بچه ها كار كنم.
المپياد ادبي و نجوم شركت كردم كه بايد روش وقت بگذارم اما از كدوم وقت؟! دارم المپياد نجوم رو هم بي خيال مي شم. فكر نمي كنم با اين وضع برسم.
همسايه مون يه آقاي 8-47 ساله س و امسال دانشگاه قبول شده و مي ره! ازم خواسته كه براش زندگي نامه و آثار عبدالحسين زرين كوب رو تو 10،12 صفحه بنويسم و بهش بدم. يك هفته س كه امروز و فردا مي كنم و ديگه روم نمي شه ببينمش و باز بگم ببخشيد !
مي خوام برم بسكتبال، فقط يك سال ديگه براي افزايش قد وقت دارم و هر ثانيه ش مهمه!
مدير ازم خواسته براي بچه ها يه روز در هفته 45 دقيقه كلاس بذارم براي آموزش مباني كامپيوتر از مقدماتي تا پيشرفته. من هم قبول كردم. استقبال خيلي زياد بود و 140 نفر ثبت نام كردن. تو آخرين صحبت قرار شد كه بشه 3 روز در هفته براي سه گروه و هر جلسه هم 1 ساعت و 45 دقيقه!
ظهر ها ديگه نمي خوابم و به جاش نيم ساعت بين 5 تا 7 يه كوچولو مي خوابم ( آخه من هميشه بعد از مدرسه 2ساعت و نيم يا 3 ساعت راحت مي خوابيدم)
بيرون ديگه نمي رم.
نت اصلا وقت نم كنم بيام...
بازم كلي كمبود وقت دارم!!!!!!
خيلي اذيتم مي كنه اين مشكل و همه ش نگرانم ( هر وقت نگران مي شم دستم تو دهنمه و با ناخن هام ور مي رم! حدودا يك ماهه كه اصلا ناخن ندارم. . .!!!!!!! خيلي فكرم درگيره!)
چرا اين جوري يه؟!!!!!
فردا هم امتحان هندسه و تاريخ هر دو از ابتداي كتاب تا جائي كه هستيم دارم و هر دو هم جزو نقطه ضعف هامه. تاريخ رو از ديروز دارم مي خونم. تموم شده امامسلط نيستم هنوز و مي ترسم... هندسه رو هم امروز معلمم برام يه دور مرور كرد اما خودم هنوز فرصت نكردم كه برم سر تمرين هاش و خودم حل شون كنم. . . مي دونم فردا قراره هندسه رو چه جوري بدم!!!!! چي كار كنم؟! دارم مي ميرم از نگراني....
عملا وقتم پره پره و به هيچ كاريم هم نمي رسم...
دوشنبه 18/09/1387 ساعت 00:17
امروز سه شنبه 19/09/1387:
ديروز با اين كه اون همه تاريخ خونده بودم شدم 17.
هندسه خيلي كم وقت گذاشته بودم اما براي اولين بار در عمرم تونستم همه سولات هندسه رو جواب بدم . حالا ديگه درست يا غلطش رو نمي دونم اما خيلي خوشحالم كه تونستم همه ش رو جواب بدم!
ديروز هم وقتي رسيدم خونه تونستم به مشق هاي فيزيكم برسم و همه ش رو جواب بدم.
شب هم ، يعني در واقع امروز صبح هم تا 5،30 صبح نت بودم و كلي تحقيق تاريخ كردم تا ايشاللا 3 نمره م رو بده و اون عبدالحسين زرين كوب رو هم پيدا كردم و مي زنم رو سي دي مي دم خودش بنويسه!
فردا هم مباني كامپيوتر و ديني از اول كتاب تا جايي كه هستيم امتحان دارم!
برم بخونم!
پ.ن:
دوست گلم يه كوچولو حالش بده و مريض شده. براش دعا كن زودتر حالش خوب خوب بشه. . .
شكوفهي زجاجي
|