شكوفه دات كام

 

صفحه‌ي اول

آرشيو

من كي‌ام؟

جستجو

تماس


همسايه‌ها:
UNESCO
بارباپاپا
تنهايي سخته به خدا
تو ماندگاري در دلم...
چند قدم نزديك تر به خدا
داستان یک دختر 17 ساله
دختر اردي بهشت
سال هاي سوخته
سنگ صبور
سياه مشق
ما هيچ،ما نگاه
مسيحا
نگارینه
نهال تنها
يه سايت خوب براي گرفتن تحقيق

كل بازديدها: 17291
بازديد امروز: 24

خوش گذشت

امروز 11 تعطيل شديم. با رعنا و سپيده رفتيم يه بستني گنده خريديم و تو سرما سه تايي خورديم و حسابي يخ زديم و چسبيد (مصيبتي بود خوردن بستني يك ليتري با سه تا قاشق پلاستيكي مخصوص بستني ليواني، آخراش بايد دست مون رو تا مچ مي كرديم تو ظرف بستني و ... يك كثافت كاري اي كرديم كه نگو. ولي حال داد!) بعد با كلي انرژي اومدم خونه اما عين اين عقده اي ها كه كمبود خواب دارن گرفتم راحت خوابيدم.
بيدار كه شدم ديدم بعد از سه هفته كه هر روز به طور متوالي يك يا دو امتحان مفصل تپل داشتيم، فردا هيچ امتحاني نداريم! كلي ذوق كردم و زنگ زدم دوستم اومد خونه مون و كلي با هم خوشحالي از خودمون در كرديم و دو سه ساعت بكوب رقصيديم چه رقصي!!!! مامانم گفت خدا خير بده اين معلم هاتون رو...
بعد بايد معلمم مي يومد كه باهام حسابان كار كنه اما زنگ زد و گفت مريض شده و نمي تونه بياد! (خدايي بد مريضي اي يه! هر كي رو گرفته دو سه روز انداختتش!) ديگه عروسي گرفتم!
مامانم رو بلند كردم و گفتم پاشو بريم خريد! قربونش برم نزده مي رقصه!
رفتيم... من دو تا چيزه كه چند وقته دنبالش هستم اما پيدا نمي كنم. خيلي سخت سليقه ام . يعني الكي از هر چيزي خوشم نمي ياد و بايد 200 مدل ببينم تا آخرعاشق يكيش بشم و بخرمش. الان هم دو هفته س كه دنبال بوت سفيد لژدارم! اما هيچ جا نداره! همه يا مشكي يه يا آبي نفتي يه! يا اگر هم سفيد باشه يا تخته يا پاشنه داره! ليلا مي گه مگه عروسي ؟بوت سفيد بپوشي كه فلاشر مي زنه آخه! گفتم من هر سال بوت سفيد مي خرم. دوس دارم... امروز هم هر جا رفتم اوني كه مي خواستم رو نداشت. هر چه بيشتر مي جويم، كمتر مي يابم...!!!!!!
تازه كاپشن مشكي بلند هم مي خواستم(اينقد بلند كه بشه بدون مانتو پوشيد، نه كه خيلي...) . اما از مدلاش خوشم نمي يومد. دو سه تا مغازه خوشم اومد. يه مغازه با مامان رفتم تو تا پرو كنم.
- آقا اين كاپشن مشكي يه رو مي تونم پرو كنم؟
- سايز؟!
-...
- نه خانوم شرمنده . از 38 به بالا دارم...
مامانم هم از مدلش بدش نيومده بود و به آقاهه گفت: به من مي خوره؟!
آقاهه يه نگاه عاقل اندر سفيه به مامانم كرد و با خنده گفت: نه خانوم!!!!!!....
اومدم بيرون به مامان گفتم: اصلا چرا من و تو با هم مي يايم خريد. به من از اينور نمي خوره به تو از اون ور. عين لورل هاردي....! خوب بهمون مي خندن ديگه!!!!! وقتي من خودم اينقد مي خندم، مي خواي يارو نخنده.!!!!
آخرش هم باز نه بوت سفيد لژدار پيدا كردم نه يه كاپشن مشكي خوشگل!!!!
ولي يه پلاك استيل ديدم خيلي خوشم اومد. گفتم: مامان تو نمي خواي منو تشويق كني؟!
- بابت چي؟!!!
- هندسه م !!!!!
عين اين بچه پررو ها نگام كرد و گفت: كدوم و مي خواي؟!
منم ذوق مرگ شدم و هموني رو كه مي خواستم نشونش دادم، مامان هم يه حال اساسي داد و هم اون و برام خريد و هم يه زنجير قشنگ...!
خيلي خيلي خيلي خيلي دوس دارم اين پلاكه رو + مامانم رو!
مدرسه: معلم زبان فارسي م صدام كرد و گفت اين چه نمره اي يه؟ من از تو توقع نداشتم. چرا اين جوري كردي امتحانت رو؟ منم با كلي ترس و لرز گفتم: مگه چند شدم، من فقط واژه و تكواژ رو مشكل دارم! معلمه كلي سرخ و سفيد شد و لب و لوچه ش رو گاز گزفت و گفت: 17.5 ! (هه هه هه!!!) بعد هم گفت اينجا اسم بنويس و امضا كن كه امتحان ترمت رو چه نمره اي قراره بگيري.اگه به قولت عمل كردي و نمره ت هموني شد كه امضا مي كني من اين رو ناديده مي گيرم اما اگه پايين تر بشه همين نمره رو براي ترم 2 هم منظور مي كنم. منم قول دادم بين 19 تا 20 بشم ترم اول و امضا كردم! معلمه گفت: هفته ديگه آماده باش از كل كتاب مي خوام ازت بپرسم! من گفتم : بابا خانوم... من براي ترم اول قول دادم كه.... گفت: خوب حالا منم هفته ديگه مي پرسم ببينم زمينه ش رو داري كه قول مي دي؟!!!!!!
جدي تموم معلم هامون سوژه خنده ن!
راستي تمام تحقيق هام رو هم انجام دادم و تحويل دادم و كلي خيالم راحت شد.
.....:
با سپيده رفتيم تو فكر كارآفريني. سپيده پيشنهاد داد الان كه همه نمره مي خوان و بازار تحقيق داغه، اطلاعيه بزنيم و تبليغ كنيم كه هر كي مي خواد زنگ بزنه و فقط موضوع رو بگه، تا ما خودمون تحقيق كنيم و ويرايش و بعد صفحه بندي و پرينت و بعد هم تحويلش بديم و پولش رو بگيريم! اما من قبول نكردم (خيلي كارش cheap بود خدائي!!!) اماسپيده اين كار و شروع كرد.
دو سه روز پيش هم رفتيم مهدكودك! قرار شد تو ساعت فوق برنامه ش سپيده تكواندو ياد بده، منم زبان!!! منم كه عاشق بچه هاي كوچولو ...! چه شود....!!! مديرش هم خيلي باهامون راه اومد.
حل شد.
كلاس هاي كامپيوتر هم از 28 دي شروع مي شه.
(من كار رو به خاطر خودش و به خاطر كار كردنش دوس دارم و در درجه دوم به خاطر پولش. بعد هم اين كارايي كه ما مي كنيم كه پول زيادي توش نيس كه... فقط سرگرمي و وارد شدن به جامعه و استقلاله... . اما مثلا يكي از بچه ها هس هر سال زمستون يا از اواخر پاييز ميره به طور نيمه وقت كار مي كنه و معمولا هم فروشندگي . چرا؟! برا اينكه روز ولنتاين بتونه يه چيز درست و حسابي برا عده كثير BF هاش بخره!!. خوب اين كم داره ديگه!!!!!)


باز دوباره اين روحيه شربازي و Anti boy داره منو قلقك مي ده! خدائيش كيف مي ده پسر جماعت رو جلو جمع ضايع كني....




بعضي هاشون كه واقعا كم دارن!!!! حالا الان طولاني مي شه ولي بعدا مي گم چرا!. البته يه كوچولو هم استثنا دارن ها... اما در كل راي با اكثريته!

شكوفه‌ي زجاجي

نوشته شده در ساعت 23:01 روز دوشنبه 25/09/1387

نظر بدين (تا حالا: 6 نظر)

 

 

نظرات بازديدكنندگان

 

نويسنده: مهديه

نوشته شده در ساعت 11:57 روز سه‌شنبه 26/09/1387

خوش به حالت! 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب: http://paradisegirl.blogfa.com/

 

نويسنده: محمد

نوشته شده در ساعت 21:42 روز سه‌شنبه 26/09/1387

فکر کنم اطلاعیه تحقیق رفیقت رو زیر پل دیدم.فهمیدم طرف میخواسته یه حرکتی بزنه اما نتونسته.نمیدونم شایدم جواب بده. 

 

پست الكترونيك: m_freebird_1985

نشاني وب:

 

نويسنده: مجتبي

نوشته شده در ساعت 23:25 روز سه‌شنبه 26/09/1387

بستنی=من موندم شما اون بستنی رو چه طوری خوردینتو خیابون!!!!!!!!!!
رقص=قشنگ عقده هارو خالی کردی دیگه؟!
خرید=به به خوشتیپ سخت پسند!
معلم=خوب بدبخت چی کار کنه تا حالا شاگرد به زرنگی تو نداشته دیگه!
معلمی=ببخشید استاد وقت دارید چند جلسه ام به ما زبان یاد بدید؟!!
Anti boy=پسر ضایع کردن دوست داری؟!!!!!!!!
استثنا=منظورت از استثنا طبیعتا حامد دیگه؟! 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 

نويسنده: My Love

نوشته شده در ساعت 16:20 روز چهارشنبه 27/09/1387

دستت درد نکنه آبرو ما رو می بری Anti Boy خانوم 

 

پست الكترونيك: tears_in_heaven_2007@yahoo.com

نشاني وب: http://www.13691360.blogfa.com

 

نويسنده: بوووووووووووووووووق

نوشته شده در ساعت 18:18 روز چهارشنبه 27/09/1387

ای عقده ای ... خرید خوبی بود . ولی حیف که خرید نکردی ...
منم سال اول از این کار افرینیا زیاد کردم سال اول . تازه مجانی !( باشه مام مثلا باور میکنیم پولش اولویت دومته !)
اخ گفتی .این قدر حال میده... 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 

نويسنده: نريمان

نوشته شده در ساعت 10:57 روز پنجشنبه 05/10/1387

bah bah mage ma pesara chi kar kardim ke in ghadar be ma to0hin mikonid :D:D:D:D::D:)):)):)) 

 

پست الكترونيك: arashk_fly@yahoo.com

نشاني وب:

 

نويسنده:

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 پيام شما:

 

Search Engine Optimization