شكوفه دات كام

 

صفحه‌ي اول

آرشيو

من كي‌ام؟

جستجو

تماس


همسايه‌ها:
UNESCO
بارباپاپا
تنهايي سخته به خدا
تو ماندگاري در دلم...
چند قدم نزديك تر به خدا
داستان یک دختر 17 ساله
دختر اردي بهشت
سال هاي سوخته
سنگ صبور
سياه مشق
ما هيچ،ما نگاه
مسيحا
نگارینه
نهال تنها
يه سايت خوب براي گرفتن تحقيق

كل بازديدها: 17209
بازديد امروز: 8

سوتي

بذار يه ذره از سوتي هاي ملت بگم بخنديم دور هم:
بچه ها گفتن برو يه نفر و ببين بيا بگو چه جوري بود. ما هم رفتيم اون يه نفر رو ديديم. فرداش دوستم گفت: خوب، چه طوري بود طرف؟ خوشت اومد؟! من گفتم : بابا شيپيش داشت يارو، از اول تا آخر دستش تو كله ش بود و هر چي هم ازش مي پرسيدم هي كله ش رو مي خاروند و سه ساعت فكر مي كرد.
اومد نظر كلي م رو بپرسه، پرسيد: خوب، حالا از كله ش خوشت اومد؟!!! ( به جاي اين كه بگه ازش خوشت اومد!)

سپيده اومد بچه هاي دوم رو بترسونه از درس شيمي 3،يه قسمت فصل يك هست كه بايد فرمول هاش رو حفظ كني. يكيش فرمول باد شدن كيسه ي هواس و يكي ش هم فرمول تصفيه هواي داخل فضاپيما!! بهشون گفت: اينقدر سخته! بايد مثلا فرمول بادكردن فضا پيما رو حفظ باشي!!!!
دومي ها گفتن:مگه فضاپيما رو باد مي كنن؟ مگه بالونه؟! eeeeeEEee!!!! تازه فرمول هم داره، آخ پس چقدر سخته!!!!

اس ام اس يه نفر:
to kodum yeki az shaaer haaye moaa3r ro bishtar dus dary?! : hafez, sadi,molana, sohraab, furugh


داشتيم تو خيابون مي رفتيم. يه حوض شر از ماهي قزل آلا ديديم. اينقدر زشت و بو گندو بودن! X به Y گفت: اِه! Y تو تو حوض چي كار مي كني؟ نمي دونستم شنا بلدي؟!
Y:حالا باز خوبه من دارم تو حوض شنا مي كنم! بهتر از توئه كه يه جا ديگه داري يه كار ديگه مي كني!!!!

داشتيم راجع به بازيگرا حرف مي زديم. فقط مكالمه ها رو داشته باشين:
رعنا: اسم اين پسره چي بود تو تايتانيك بود چن وقت پيش هم نقش مقابل گلشيفته بود تو اون فيلمه؟
من: چيز ديگه. . . جاني دپ!!!
(كلي خنده!)
سپيده: خاك بر سرت! اون جاني دپ بود خره؟!!!
من : نه يادم رفت. ولي يه چيزي تو همين مايه ها بود!
آرزو: آها ... چيز ديگه .... بگو... چي بود... سر زبونمه ها!!
سپيده: آها يادم اومد! ديويد كاپرفيلد!!!!!!!
( يعني مي دوني تيم ملي به اين مي گن ها!!!!!! رسما اينقدر خنديدم كه دلم درد گرفت!)
رعنا: خاك بر سر همه تون! خودم فهميدم بابا! آنتونيو باندراس!
من: نه ديوونه! اون كه دسپرادو بود . . .
خلاصه بعد از سه ساعت خنديدن فهميديم كه طرف . . . بود! ( بازم اسمش يادم رفت!)

شكوفه‌ي زجاجي

نوشته شده در ساعت 17:10 روز يكشنبه 15/10/1387

نظر بدين (تا حالا: 1 نظر)

 

 

نظرات بازديدكنندگان

 

نويسنده: farhang

نوشته شده در ساعت 23:02 روز يكشنبه 22/10/1387

اينو گفتي ياده يه سوتي افتادم داشتم يه مطلب تو سايت شكوفه ميخوندم درباره
سوتي ها نوشته بود بعد خودشم سوتي داده بود دوباره"داشتيم تو خيابون مي رفتيم. يه حوض شر از ماهي قزل آلا ديديم"
D: D: 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب: http://360.yahoo.com/cavalier09

 

نويسنده:

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 پيام شما:

 

Search Engine Optimization