|
چند كليد طلائي
چرا ما از ابراز محبت به نزديكان مون هراس داريم؟!
چرا به اين غرور لعنتي مون اجازه مي ديم تا مانع ابراز علاقه مون به اطرافيان مون بشه؟!
تو رابطه هاي روزانه مون با افرادي كه دوست شون داريم و براي ما درجه يك محسوب مي شن، خيلي ازشون دوريم...
خجالت مي كشيم بريم به مامان و بابا مون يا خيلي از دوستامون يا به طور كلي افرادي كه دوست شون داريم بگيم: دوستت دارم!!
فكر مي كنيم باعث افت شأن مون مي شه، حالا كه چي؟! بگيم بعدش چي ؟! ولش كن، اگه بگيم طرف پر رو مي شه، خودش رو لوس مي كنه، فكر مي كنه حالا چه خبر شده!!
ولي همه ي اينا اشتباهه، شايد بعضي وقتا يادآوري اين دوس داشتن لازم باشه.
ما خيلي از افراد رو تو دل خودمون دوست داريم اما به دلايلي هيچ وقت به زبون نمي ياريم. اشتباهه. . .
شايد اون ندونه. شايد يادش رفته باشه. شايد با گفتن همون يه جمله ي كوتاه، كلي انرژي مثبت از تو دريافت كنه، محبتش نسبت به تو بيشتر بشه، براي مدتي فكرش رو مشغول كني ، بهش اعتماد به نفس بدي، به يادش بياري كه براي يك نفر ارزش داره و مهمه، بدونه كه يك نفر به يادشه، . . .
هر وقت از كنار كساني كه دوست شون داريم رد شديم، هر چند وقت يه بار بگيم: "خيلي دوستت دارم" "قدر خودتو بدون" "خيلي گلي" " عاشقتم" . . . همه مون اين جمله ها رو بلديم، اما فقط براي مخ زدن، و اكثرا توي پيام هاي كوتاه مون اين جمله ها با امواج رد و بدل مي شه!
يا بوسيدن نزديكان مون! بذار تعجب كنن، بذار غافل گير بشن، بذار براشون غير منتظره باشه، مهم نيس؛ همينش قشنگه : فقط يه بوس كوجولو!
يا تشكر كردن! به ازاي كوچك نرين محبتي فدردان و سپاسگزار باش. . . پاي وظيفه ي افراد نذار، خيلي ها هستن كه وظايف شون رو نديد مي گيرن و فراموش مي كنن. . . هر كس محبتي مي كنه، لطف بزرگي برات انجام مي ده.
هميشه لبخند بزن، حتي وقتي كه خيلي ناراحتي. . .
گاهي فقط با يه "خسته نباشيد" دل خيلي ها رو مي توني به دست بياري. . .
براي احوال پرسي از دوستان قديم، دنبال يهانه نباش. مهم ترين بهانه ات قلب مهربان توست و حس دلتنگي و محبتي كه نسبت به آنها داري.
يه شاخه گل ناز و قشنگ كوچولو، خيلي چيزا رو مي تونه تغيير بده.
مي توني امتحان كني!
شكوفهي زجاجي
|