|
هشتاد و هفتي كه بر من چنين گذشت . . .
روزهاي مزخرف آغازين سال و فضاي فوق العاده منفي خانه. آلبوم جديد شادمهر عزيزم و آهنگ "بيا". مسافرت نوروزي به شمال. دريا. جنگل. يك سفر به ياد ماندني. همسفر شدن با حامد و آشنايي هاي بيشتر. در سفر بايد شناخت. شناختم. خوشمان آمد. ارتباط و دوستي اي كه روز به روز عميق تر مي شد و هم چنان ادامه مي يافت. كلنجار رفتن و بحث هاي مداوم با خانواده و اصرار بر ادامه ي دوستي با رضايت خانواده. دعوا. محدوديت. اما بالاخره موفقيت. ادامه ارتباط با خيالي راحت و با خاطري رضايت بخش. مهماني نيلوفر دوست دوران ابتدايي م . ديدن نيايش بعد از اين همه وقت. ارتباط و دوستي بيشتر با غزاله و سحر در مدرسه. سحر بچه خيلي خوبي بود. مشغول شدن به يك كار و اندكي استقلال. گرفتن اولين دستمزد به ياد ماندني. يك رصد به ياد ماندني با سارا رحماني، هانيه عزيزي، غزاله هاشم نژاد، سحر احمد زاده، محمد، مهدي يار، فرهنگ، نگار، آقاي هاشم سيماب و . . . يك شب رصدي به ياد ماندني و يك سرماي فوق العاده دلچسب. از دست دادن جناب آقاي نامور پدر معلم نجوم و دوست نازنينم نگار نامور. دوباره درس خواندن هاي فراوان. صميميت بيشترم با مونا لوايي از بچه هاي مدرسه. بستن قيفي خوردن هاي هر روزه ي راه مدرسه با مونا. روز معلم و جشني كه با بچه هاي نجوم براي نگار گرفتيم. سر زدن هاي مرتب به شهر كتاب ونك. نمايشگاه كتاب. يك شاخه رز سرخ. مترو. باز هم درس. امتحانات. مراسم روز نجوم و فرهنگ سراي انديشه. پارك جمشيديه. چيتگر. موفقيت اما نه آن طور كه بايد (با معدل 18.30) . مجتبي. غزاله. حامد. پرديسان. نوكيا 5310. پرينت تلفن. يك اشتباه در يك نيمه شب. خراب شدن همه چيز. 11 تير ماه. چقدر اشك . . . . كوه رفتن ها در هر جمعه با پدر عزيزم. مشاجره. دعوا. كل كل. قهر. آشتي. msg. تولد الهه ي عزيزم و جشن به ياد موندني ش و ديدن افروز پرتوي هم كلاسي اول دبستانم در تولد. شيشه. H. مترو. سربازي آرش نام. ضد حال. يك جدايي مسالمت آميز. خداحافظي و جدايي از عمه ام به علت يك سفر چند ساله. مهماني به ياد ماندني شب تولدم با حضور عمه عزيزم و غزاله و . . . . كلاس بسكتبال. سفر كيش. درياي بي نهايت زيبا و آرام جنوب. نيك بخت واحدي. كنسرت محسن يگانه و رامين بي باك. شروع مدارس. جدايي از سلام و ورود به مدرسه ي نداي توحيد. كل عشقم به اين مدرسه اين بود كه علاوه بر كادر عالي و بچه هاي فوق العاده سر خيابانش جايي نبود جز: رصدخانه ي زعفرانيه يا به قول فرهنگ رصدخونه ي زعفروني! به دست آوردن رتبه ي دوم مدرسه در اولين آزمون قلم چي و كلي نمره ي كامل در ابتداي سال. يك روحيه ي قوي و انگيزه ي فوق العاده براي درس. هم مدرسه شدن با الهام دختر عمه ي نازنينم. شناختن خدا و علاقمندي دروني خودم به خواندن نماز و راز و نياز با او. گم شدن كتاب ها و جزوه هايم. كلي ناراحتي . براي اولين بار كسي را نفرين كردم. E mail. شرايط وحشتناك و محيط خانه. قيد مدرسه ي عالي رو زدن. رفتن به يك مدرسه ي چرت تعطيل دولتي. افسردگي محض و از دست دادن انگيزه. بعثت. آشنايي با رعنا و سپيده. ارتباط با آقاي نوروزي به عنوان يك معلم و مشاور. اتكا به خود براي درس خواندن. تولد معلم ديني م خانم ارشاد عزيز. نريمان. امتحانات دي ماه با معدل 18 و خورده اي. كمي مشاجره. پارك چيتگر. زندگي زيباست! . توقيف شدن موبايلم به دست توانمند ناظم بي عرضه ي مدرسه. اولين سالي كه سرويس مدرسه ندارم. تنفر از راه مدرسه و ماجراهاي راه. تولد عمو روح ا.. و يك شب زيبا با كلي گيتار و هم خواني. يك هديه ي فوق العاده ارزشمند و به ياد موندني از بهترين دوستم. سوگند. بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم تو قمار زندگي مون تو نباشي من مي بازم. . . . دو روز كوتاه اما به ياد ماندني. درس. درس. درس. EMO. نامزدي پسر دائي ام محسن عزيز كه مثل برادرم بود. علاقمندي من به رشته ي معماري و صرف نظر كردن از نجوم به عنوان رشته ي دانشگاه. مكه رفتن پسرخاله عزيزم محمد كه مي دونم مي تونه خيلي خيلي متحولش كنه. خريدن همستر و رسيدن به آرزوي هفت ساله م. قبولي در المپياد نجوم. . . .
تو يك نگاه كلي 87 رو دوس دارم. به خاطر دوستي م، ارتباطم با دوستانم، ميهماني ها و خانواده، پيشرفت درسم، عدم از دست دادن عزيزي، رسيدن به چند تا از آرزوهام مثل 5310 و همستر و ... ، از لحاظ ورزشي مثل بسكتبال و باشگاه، ... كلا ازش راضي بودم. خيلي اذيتم نكرد. مشكلاتش گذرا بود و فشاري روي من نداشت.
من هم نسبت به سال پيش خيلي عوض شدم. خيلي... روحيه م خيلي تغيير كرد و ديدم به زندگي عوض شد.
اما راستش امشب كه آخرين شب 87 ئه خيلي خوب نيستم. ناراحتم. يه ذره به دوستام بر مي گرده و يك مقدار كمي هم به خانواده. از خداي مهربونم ممنونم كه اين همه اتفاق خوب تو زندگي من افتاد و سال خوبي سپري شد.
مرسي خداي خوبم . . .
شكوفهي زجاجي
|