|
خودِ من
دوس داشتم امروز كنارم بودي. احساس مي كردم خيلي تنهام و به حضورت احتياج داشتم. لازمت داشتم و مي خواستم كه كنارم باشي و پا به پاي من قدم مي زدي تا دوتايي اين سنگ فرش ها رو با هم متر مي كرديم. خيلي قدم زدم امروز... البته لازم بود. گاهي اوقات هم اين تنها بودن ها لازمه تا بتوني خودت رو پيدا كني و دلت رو كند و كاو. چقدر دلم براي خودم تنگ شده بود. من خودم رو خيلي دوست دارم. خودِ اصلي من دختر خوب و حرف گوش كني يه اما گاهي من فراموشش مي كنم و اونم با من قهر مي كنه.
شكوفهي زجاجي
|