شكوفه دات كام

 

صفحه‌ي اول

آرشيو

من كي‌ام؟

جستجو

تماس


همسايه‌ها:
UNESCO
بارباپاپا
تنهايي سخته به خدا
تو ماندگاري در دلم...
چند قدم نزديك تر به خدا
داستان یک دختر 17 ساله
دختر اردي بهشت
سال هاي سوخته
سنگ صبور
سياه مشق
ما هيچ،ما نگاه
مسيحا
نگارینه
نهال تنها
يه سايت خوب براي گرفتن تحقيق

كل بازديدها: 17291
بازديد امروز: 24

امروز...

امروز هم روزي بود كه گذشت. عصري به بهشت زهرا رفتم. چند سالي مي شد كه به دايي شهيدم هم سري نزده بودم، تقريبا از بچگي هايم. 16 سالش بيشتر نبود كه رفت و ديگه برنگشت. با اين كه شناختم از او فقط به عكسي و خاطراتي محصور مي شه اما يه ارتباط خاصي باهاش دارم و دايي ناديده م رو دوست دارم.
يك هفته اي از رفتن پدربزرگم مي گذرد.
چند تا قبر آن طرف تر از پدربزرگم، صداي شيون و زاري مي آمد. خاله ام رفت تا علتش را جويا شود. مادر و دختري بودند كه در درگيري هاي چند روز پيش در آزادي با اصابت تير به گلويشان كشته شده بودند و همه خانواده شان از بي گناهي آنها مي سوختند.
امسال تابستان خيلي كار دارم. امروز اولين جلسه آموزش رانندگي م بود.خوب بود! شنبه هم مي رم براي ثبت نام پيش دانشگاهي. زياد مايل نيستم، به احتمال قوي غيرحضوري برمي دارم. شنا هم از يكشنبه كلاسم شروع مي شه. شمع سازي هم اسم نوشتم. كتاب هم زياد خوندم تو همين چند روز. خوبه...
هنوز خيلي چيزا هست كه دوست دارم ياد بگيرم. گيتارم رو بايد كامل كنم. شنا رو ياد بگيرم. گواهي نامه رانندگي مو بگيرم. امتحان بدم و كمي ادامه بدم تا تافلم رو بگيرم. چهره پردازي هم دوس دارم ياد بگيرم. شمع سازي هم.ديپلم كامپيوتر هم دوس دارم بگيرم. فقط گير همين يك سالم كه تموم شه و به هر زحمتي از اين كنكوره خلاص شم و بچسبم به زندگي دلخواهم.
به محض اينكه كنكور بدم و برم دانشگاه ، كلاس هاي مورد علاقه م رو ميرم و ادامه مي دم علايقم رو. كاري هم دست و پا مي كنم تا كمي از خرجم روي دوش خودم باشه و به اصطلاح مستقل باشم. بعدش هم به كمك مامان و بابا مي خوام يه جاي كوچكي بگيرم و خودم با خودم تنها باشمو به خودم و زندگيم برسم...

شكوفه‌ي زجاجي

نوشته شده در ساعت 02:02 روز جمعه 29/03/1388

نظر بدين (تا حالا: 3 نظر)

 

 

نظرات بازديدكنندگان

 

نويسنده: ماي لاو

نوشته شده در ساعت 14:33 روز شنبه 30/03/1388

سلام خوبی من بعد از شما الان جواب دادم به حرفت خوشحال میشم بیای بیبنی 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 

نويسنده: مونا.ل

نوشته شده در ساعت 16:12 روز چهارشنبه 03/04/1388

سلام عزيزم من به دليل اين برنامه ي دقيق تحسينت ميكنم 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 

نويسنده: Alireza

نوشته شده در ساعت 17:47 روز جمعه 05/04/1388

1) "خاطرات" از کجا پيدا کردي؟!! جنگ که 67 تموم شد، تو هم که 1370 به دنيا اومدي، ماهشم يادم نيس!
2) "هر شب ميان مقبره ها راه مي روم/ شايد هواي زيستنم را عوض کنم" (قديما موثر بود!)
3) پيش دانشگاهي غيرحضوري؟! نمي دونم!
4) TOEFL خز شد! برو رو IELTS!
5) کارم شده اين که ببينم چي ميشه! خيلي بده که هر روز به مسائل غيرقابل پيش بيني اضافه ميشه! (اما هيچ اتفاق خوبي هم نمي افته!)
6) خيلي استقلال طلب هستي اما فکر کنم پرسپوليسي باشي، نه؟!
7) دوست داري رتبت چند شه توو کنکور؟!
8) من 100 تا رز داشتم ميدادم لاک پشتم بخوره!! D: (نخوره فک کنم!)
9) چيو "تنها" باشي؟!! پس حامد چي ميشه؟!
10) 

 

پست الكترونيك: f18000@gmail.com

نشاني وب: http://unesco.blogfa.com/

 

نويسنده:

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 پيام شما:

 

Search Engine Optimization