|
مدرسه جديد
به معلم هاي مدرسه ي جديدم بيشتر عادت كرده ام. با محيط و جو پيش دانشگاهي كمي خو گر فته ام. اوايل از اينكه دو زنگ پشت سر هم بايد يك درس رو با يك معلم، سپري مي كرديم خيلي كلافه مي شدم. اما الان عادت كرده م.
معلم هندسه و گسسته ام، آقاي قليان ( به ضم قاف!) آقاي خيلي آروم و با شخصيتي يه. خيلي آدمه و به موقعش جدي يه و سخت گير و وقت خنده هم به جاي خود آدم شوخ طبع و خنده رويي يه...
آقاي سلطاني دبير ديفرانسيل خيلي معلم خوبيه. خيلي هم شوخه. آدم دو وجهي اي يه. نمي فهمم اروپايي فكر مي كنه يا مومنه. احساس مي كنم رفتاراش اروپايي يه اما اعتقاد و ايمان باطني عميقي داره. اين دوگانگي و ابهام برام جالبه.
آقاي بختياري دبير درس فيزيك. از اول دبيرستان با معلم هاي فيزيك ارتباط خاص و صميمي اي داشتم. هنوز هم آقاي پيماني معلم سال اولم رو دوست دارم و دلتنگشم. دلم براي آقاي ابراهيمي هم تنگ شده علي رغم اين كه امسال روز معلم ديدمش. با شخصيت معلم هاي فيزيك حال مي كنم. يه جورايي اسوه هستند برام، تو اخلاق و انسانيت و روش زندگي. علي رغم وز وزهاي مكرري كه بچه ها توي گوش هم مي كنند و هي از آقاي بختياري گله مي كنند، من قبولش دارم و براش احترام زيادي قائلم. قبولش دارم چون فكر مي كنم آدم با شخصيتي يه. همين كه برمي گرده مي گه اگه انتقادي از من داريد و حرفي هست، پشت سرم نگيد، بيايد به خودم بگيد؛ همين كه آدم انتقادپذيري يه و عصباني و ناراحت نمي شه و لجبازي نمي كنه، همين كه در نهايت صداقت رفتار مي كنه و خواهش مي كنه كه اين رفتار متقابل باشه،... همين ها براي اثبات انسان بودن بك نفر كافي ست. بچه ها سركلاس اصلا حواس شون به درس نيست، تو خونه هم تست نمي زنن، پايه هم ضعيفه، بعد مي يان از معلم ها ايراد مي گيرن. ( چقدر شبيه بچه + ها حرف مي زنم!!!)
آقاي حقي دبير شيمي هم تو درس خودش خيلي توانايي داره.
اما هرچي اين ها خوبن معلم ادبيات كل مجموعه رو زير سوال مي بره. براي من مهمه كه سر كنكور ادبياتم رو بالاي نود و حتي الامكان صد در صد بزنم. اما با اين دبير چشمم آب نمي خوره. پايه ادبياتم هم خوبه. نمي تونم از اشتباه هاي اين خانم به ظاهر فهميده و محترم هنگام تدريس، صرف نظر كنم. چون بچه ها هيچ چيز نمي فهمن مي گن معلم خوبي يه و من تنها، يك نفري، صدام به هيچ جا نمي رسه.
اين روزها قدر بعضي از معلم هام رو خيلي مي دونم و جا داره دوباره ازشون يادي كنم و سپاسگزار شون باشم:
آقاي پيماني و آقاي ابراهيمي، دبيران فيزيك سال هاي اول و دوم، خانم راستگو، خانم ويسي، خانم هاشمي، دبيرهاي درس ادبيات تو سال هاي اول و دو م و سوم، خانم مهرپويا دبير شيمي سال اول كه دو ماهه كتاب اول رو بستن و تا آخر سال حتي مهم ترين مطالب پيش دانشگاهي رو هم با ما كار كردند و تست زديم، خانم توحيدي دبير شيمي سال دوم كه اگه تمرين هاي سخت و تست هاي زياد و امتحان هاي فوق العاده مفهومي شون و سخت گيري هاشون نبود، الان من اين همه تمرين حل نكرده بودم و اينقدر به شيمي مسلط نبودم و اگه اجبار اون نبود، الان كل جدول تناوبي رو از همه جهت حفظ نبودم، و هم چنين خانم مهندسي دبير شيمي سال سوم...
قدر آيينه بدانيم چوهست/ نه در آن وقت كه افتاد و شكست
شكوفهي زجاجي
|