شكوفه دات كام

 

صفحه‌ي اول

آرشيو

من كي‌ام؟

جستجو

تماس


همسايه‌ها:
UNESCO
بارباپاپا
تنهايي سخته به خدا
تو ماندگاري در دلم...
چند قدم نزديك تر به خدا
داستان یک دختر 17 ساله
دختر اردي بهشت
سال هاي سوخته
سنگ صبور
سياه مشق
ما هيچ،ما نگاه
مسيحا
نگارینه
نهال تنها
يه سايت خوب براي گرفتن تحقيق

كل بازديدها: 17208
بازديد امروز: 7

مژده

دوستاي گل و مهربونم، سپيده، حامد، سميرا، مونا، هانيه، فريده، ندا، شبنم، عليرضا، مرتضي، انوشه، عمه جون، غزل، شهاب و تموم عزيزاي مهربوني كه به من لطف داشتن و كمكم كردن تو نبودن بابا....
بابا آزاد شد.
بعد از چند هفته آزاد كردن بابا رو.
مخصوصا از يلدا و هر دو تا عمه هاي گلم ، عمه طلا و عمه مرضيه، و دختر عمه م غزل ممنونم كه بابا رو به شهرت جهاني رسوندن!
و دوستاني كه آرومم كردن و براي لامتي و آزادي بابا دعا كردن...
از همه تون ممنونم.
بابا رو 18 تير تو درگيري ها گرفتن. موقع بازداشت خيلي اذيتش كردن. اون جا هم راحت نبوده. شرايط سختي داشته و بازجويي هاي مكرر و ... . اما همه چيز به خير گذشت و خوشحالم كه بابا برگشت...
اميدوارم تموم بازداشت شده هاي درگيري هاي اخير آزاد بشن تا خانواده ها شون از اين چشم انتظاري بيرون بيان... خيلي سخت بود.
مرسي از تموم دوستايي كه تنهام نذاشتن.
بابا رو اذيت كردن... اما باز هم خدا رو شكر. همه چيز مي تونست خيلي بدتر از اين ها بشه...

شكوفه‌ي زجاجي

نوشته شده در ساعت 15:20 روز شنبه 10/05/1388

نظر بدين (تا حالا: 2 نظر)

 

 

نظرات بازديدكنندگان

 

نويسنده: Alireza

نوشته شده در ساعت 13:31 روز يكشنبه 11/05/1388

يوهو! خوشحال شدم کلي! مهندسو ماچ ماچ! 

 

پست الكترونيك: f18000@gmail.com

نشاني وب: http://unesco.blogfa.com/

 

نويسنده: مونا

نوشته شده در ساعت 02:48 روز چهارشنبه 14/05/1388

توی سال 88 این اولین خبر خوبی بود که شنیدم! خدارو شکر. تبریک میگم 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 

نويسنده:

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 پيام شما:

 

Search Engine Optimization