|
مژده
دوستاي گل و مهربونم، سپيده، حامد، سميرا، مونا، هانيه، فريده، ندا، شبنم، عليرضا، مرتضي، انوشه، عمه جون، غزل، شهاب و تموم عزيزاي مهربوني كه به من لطف داشتن و كمكم كردن تو نبودن بابا....
بابا آزاد شد.
بعد از چند هفته آزاد كردن بابا رو.
مخصوصا از يلدا و هر دو تا عمه هاي گلم ، عمه طلا و عمه مرضيه، و دختر عمه م غزل ممنونم كه بابا رو به شهرت جهاني رسوندن!
و دوستاني كه آرومم كردن و براي لامتي و آزادي بابا دعا كردن...
از همه تون ممنونم.
بابا رو 18 تير تو درگيري ها گرفتن. موقع بازداشت خيلي اذيتش كردن. اون جا هم راحت نبوده. شرايط سختي داشته و بازجويي هاي مكرر و ... . اما همه چيز به خير گذشت و خوشحالم كه بابا برگشت...
اميدوارم تموم بازداشت شده هاي درگيري هاي اخير آزاد بشن تا خانواده ها شون از اين چشم انتظاري بيرون بيان... خيلي سخت بود.
مرسي از تموم دوستايي كه تنهام نذاشتن.
بابا رو اذيت كردن... اما باز هم خدا رو شكر. همه چيز مي تونست خيلي بدتر از اين ها بشه...
شكوفهي زجاجي
|