شكوفه دات كام

 

صفحه‌ي اول

آرشيو

من كي‌ام؟

جستجو

تماس


همسايه‌ها:
UNESCO
بارباپاپا
تنهايي سخته به خدا
تو ماندگاري در دلم...
چند قدم نزديك تر به خدا
داستان یک دختر 17 ساله
دختر اردي بهشت
سال هاي سوخته
سنگ صبور
سياه مشق
ما هيچ،ما نگاه
مسيحا
نگارینه
نهال تنها
يه سايت خوب براي گرفتن تحقيق

كل بازديدها: 17207
بازديد امروز: 6

bache haye madrese ye jadid

بچه هاي اين جا يه مدلي ان. اصلا انگار آدم نيستن. از اين ور به خواست خودشون با چادر توي اين گرما مي شينن سر كلاس، از اون طرف عاشق يه استادي مي شن كه تمام موهاش سفيده! يا تا يه مراجعه كننده ي پسر زير 25 سال مي ياد تو مدرسه، همه عين اين آدم نديده ها جيغ مي زنن! رفتاراشون برام خيلي غير عادي يه. من دو هفته دو هفته تو خونه مون تنهاي تنهام، اما گفتن نداره و بودن و نبودن اونا تو روزا نه هاي من تاثير زيادي نداره. اينا مي يان جيغ مي زنن بچه ها دعا كنين مامان بابام برن مسافرت! واي رفتن! باورم نمي شه!! خونه تنهاي تنهام. بياين خونه مون، مكانه!! بعد مي رن خونه ي اوني كه تنهاس و دور هم بساط قليون و سيگار راه مي ندازن و مي يان فرداش تعريف مي كنن كه واي نمي دونين چه حالي داد جاتون خالي!!!
يا مثلا من اين همه موهام رو اكستنشن كردم صدام درنيومد، اين دو تا تار موش رو اكستنشن كرده هي مي ياد مقنعه ش رو در مي ياره جار مي زنه من آرايشگاه رفتم فلان قدر پول دادم فلان كردم...
من كل جدول تناوبي رو حفظم اما سر كلاس ادعايي ندارم. دختره گروه هاي اصلي رو حفظ كرده داره آقاي حقي رو مي كشه هي مي گه آقا من بلدم، بگم، بلدم، + نمي ذارين؟!!!!!
يا سر زنگ هاي ديگه گاهي يه مسئله هايي مطرح مي شه براي حل كردن كه خيلي ساده و دو سوت حل مي شه. آخه بايد حل بشه. اون وقت چند تا بدبخت تا حل مي كنن هي مي گن: اين مي شه؟ درسته؟ ما حل كرديم! مي شه بياين ببينين؟!!! ( يه چيزايي هست كه اگه حل نكني منگل محسوب ميشي، حل كردنش داد و قال نداره، بايد خجالت بكشي كه هوار بزني و افتخار كني تونستي حلش كني!)
يا سر خيلي چيزهاي ديگه... يادمه دو سال پيش يه شلوار بگي گرفتم كه كوتاه بود و مدلش خيلي قشنگ بود. اون روز يكي نشسته بود وسط راهرو همه دوستاش هم دورش جمع بودن، بلند با افتخار داشت تعريف مي كرد فلان كس از آمريكا اومده برام يه شلوار برموداي بگي گرفته هيچ جا نديدم اصلا فكر نمي كردم باشه... – واي، راس مي گي؟ چقدر قشنگ، مگه مي شه؟ - من كه تا حالا هيچ جا نديدم! (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
واي خداي من...
از اين كه پاي حرفاشون بشينم بيزارم.حتي سينما رفتن، حتي سگ داشتن، حتي پيتزا خوردن، حتي ماهواره ديدن براشون غير عادي و غير قابل هضمه.
اون روز تو جامدادي مائده يه رژ لب ديد يكي شون. خدا مي دونه كه چه عكس العملي نشون داد! آخه تو اين سن كه اين قدر تعجب نداره اين چيزا باسه تو كه يه دختري! انگار تو جامدادي اون بمب اتم ديده بود!!
يه روز ديگه مائده مقنعه ش كمي تا قسمتي زيادي عقب بود و معلم اومد توي كلاس. واي... اين بچه ها غوغا كردن. مائده خيلي عادي مقنعه ش رو كشيد جلو اما اين جوي كه تو كلاس افتاد برام خيلي عجيب و البته جالب بود.
يا مثلا وقتي كه مشاور مي خواست از تعهد عميق و زياد مثال بزنه گفت شما به حجاب تون تعهد داريد يعني اگر هم بريد يه مهموني كه هر كسي هر چي مي خواد پوشيده باشه مقنعه يا روسري شما كمي عقب تر نمي ره!!!
يا همين امروز كه هم كلاسي م برگشت گفت چرا خوابت مي ياد و در جوابش گفتم تا 4 بيدار بودم خيلي تعجب كرد، مخصوصا وقتي كه فهميد تا 4 مهمون داشتيم داشت مي مرد!
يه مدرسه زير ميز حكم بازي مي كني و سر كلاس جاني واكر مي خوري هيچ كي صداش در نمي ياد، يه جا هم مث اينجا كه تو جامدادي ت يه رژ مي بينن و دودمانت رو به باد مي دن...
بچه هاي پر ادعاي عقده اي تو خالي اي هستن، جيب خالي پزعالي دقيقا در وصف ايناس!
فعلا با مائده و سوفي و آناهيد دوست شدم. با اينا بيشتر جورم. هر سه تاشون هم جديدن. مائده بچه سعادت آباده و خيلي دختر خوب و مهربون و شيطوني يه. سوفي تقريبا نزديك خودمونه و اونم بچه خوبي يه. آناهيد بچه ولنجكه. با مزه س. منو ياد گارفيلد مي ندازه. عاشقشم. يا مي خوره يا مي خوابه!!

شكوفه‌ي زجاجي

نوشته شده در ساعت 15:22 روز شنبه 10/05/1388

نظر بدين (تا حالا: 9 نظر)

 

 

نظرات بازديدكنندگان

 

نويسنده: علي بختياري

نوشته شده در ساعت 01:36 روز دوشنبه 12/05/1388

آقای بختیاری عزیز استاد با تجربه و توانا، تو رو خدا رفتار امروز بچه ها رو نادیده بگیرید. نمی دونم چی می خوان و چشونه! ریسک خیلی بزرگی دارن می کنن. با همه شون مخالفم جز مائده و سوفی. تو رو خدا شما ما رو تنها نذارید چون آینده مون خراب می شه . همیشه خشک و تر باید با هم بسوزن. من شما رو خیلی قبول دارم و دوست ندارم این فرصت، فرصت با شما بودن و اینکه شما معلم و استاد ما باشید رو از دست بدم. شما کار خودتون رو بکنید آقای بختیاری. امروز وقتی حرف رفتن تون شد و نتیجه ی این رای گیری مسخره و بی منطق مشخص شد اصلا نتونستم جلوی اشکام رو بگیرم. خیلی بده. من نمی تونم این وضع رو تحمل کنم.
شما واقعا می خواید برید؟!
[خط فاصله]

سلام
دختر گلم

از لطف و محبتت صمیمانه سپاسگذارم

قبل از هر موضوعی

برگشتن پدر گرامی را به خونه تبریک میگم

دختر مهربونم

فکر می کنم اگه تو هم جای من بودی

الزامی برات نبود که جایی تلاش کنی

که عموم بچه ها بهت دل نمیدن!!!!!

همیشه این عبارت رو به یاد داشته باش


( در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد ،

هر چه بیشتر اوج بگیری،

کوچکتر دیده خواهی شد)

دختر گلم

برات آرزوی موفقیت می کنم

همیشه به من سر بزن

دنیای مجازی هیچوقت اجازه نمیده

که رابطه ی قشنگ شاگرد و معلم

قطع بشه.

به بچه های خوب کلاستون بگو اگه

کمکی تو درس فیزیک لازم داشتند

تو این دنیای مجازی کسی هست

بهشون کمک کنه! 

 

پست الكترونيك: alibkia@yahoo.com

نشاني وب: http://aliabakhtiari.blogfa.com

 

نويسنده: شبنم

نوشته شده در ساعت 20:57 روز دوشنبه 12/05/1388

سلام کیانا جون خیلی خوشحالم که پدرت آزاد شدن البته همه اهالی خونه هم منتظر بودن و الان خوشحالن. این روزا همش به سایتت سر می زدم شنبه مطلب مژده رو خوندم ولی نشد نظر بدم اما الان کل مطالبت رو خوندم.
من خیلی قبولت دارم و آرزو می کنم سال آینده جز نفرات اول کنکور اسمت رو ببینم و به همه بگم این خانوم دوست منه و حسابی خوشحال بشم.
شاد باشی. 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب: http://shabnamr.blogfa.com/

 

نويسنده: انوشه

نوشته شده در ساعت 14:52 روز چهارشنبه 14/05/1388

سلام كيانا جونم .من قبول شدم و درگير انتخاب رشته هستم اگه خدا بخاد مهندس ميشم .اميدوارم تو هم خوب بخوني تا بهترين جاها قبول شي .حس عجيبيه خوشحالي قبول شدن و شروع يه فصل جديد اميدوارم تجربش كني .برام دعا كن بتونم مهندسي دلخاهم برم .دوستت دارم 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب: http://www.residaneman.persianblog.ir

 

نويسنده: هومن

نوشته شده در ساعت 23:40 روز چهارشنبه 14/05/1388

سلام ...
خوبی؟
ببخشید من هی دیر دیر میام اینجا،فقط اینجا نه، کلا دیر به دیر میام وبلاگ بچه ها و وبلاگ خودم!
مسافرت بودم.
به خاطر آزادی بابا تبریک میگم... امیدوارم دیگه روز بد تو زندگیتون نبینین.
چرا مدرستو عوض کردی؟! اینجا بهتره ؟
چقدر کف کرده ان بچه هاش .... کجای شهره؟!
آناهيد بچه ولنجكه. با مزه س. منو ياد گارفيلد مي ندازه .... طفلک ... نمیشد یه انسان مثال میزدی :دی
آپیدم ...
موفق باشی
فعلا... 

 

پست الكترونيك: hmn_bakhshi@yahoo.com

نشاني وب: http://byatoo2.blogfa.com

 

نويسنده: Shahab

نوشته شده در ساعت 11:58 روز سه‌شنبه 20/05/1388

هی .... می گذرونیم !
ما چه بخوایم چه نخوایم باید شروع کنیم !
این روزا همه کمتر میان نت چیزه مهمی نیس !
راستی این بچه هاتونم خیلی رو اعصابن !
و خیلی خوب شد که بابات آزاد شد ! (دعا کردم !) 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب: http://www.unesco.blogfa.com

 

نويسنده: علي بختياري

نوشته شده در ساعت 18:45 روز چهارشنبه 21/05/1388

خود خانوم مرتضوی گفت تقصیر آقای سلطانی یه که این خط فکری رو داد به بچه ها!
چقدر رقابت ناسالم بده آقای بختیاری....
من به این انسانیت و اخلاق محشر شما جدا افتخار می کنم.... برام یه اسوه شدین با این اخلاق عالی تون... هر جا هستین براتون آرزوی موفقیت می کنم...
کاش همه مثل شما انسان بودن...
[خط فاصله]

سلام دخترم

خداوند می فرمایند:

از حق خودم می گذرم ولی از حق مردم نمی توانم بگذرم

توبه درخواست برای گذشت خدا از حق خودش است

پس برای گرفتن رضایت از مردم چه باید کرد؟

بی دلیل نیست که شاعر می گوید:

می خور و منبر بسوزان ، مردم آزاری نکن!

شنیدم آقا مکه رفته سپردمش به خدا!

نه اینکه برای خودم دلخور باشم

برای شما ها بیشتر دلم می سوزه.

خدا به خیر بگذرونه امسالتونو

برای همتون آرزوی موفقیت می کنم. 

 

پست الكترونيك: alibkia@yahoo.com

نشاني وب: http://www.bakhtiariali.blogfa.com

 

نويسنده: شهاب هميشه ابي

نوشته شده در ساعت 14:45 روز شنبه 07/06/1388

سلام 

 

پست الكترونيك:

نشاني وب: http://aliabakhtiariblogfa.com

 

نويسنده: شهاب هميشه ابي

نوشته شده در ساعت 14:54 روز شنبه 07/06/1388

سلام اقای بختیاری عزیز منو که یادتون هست؟اقای بختیاری عزیز خیلی دلم گرفته از بی رحمی های جامعه اینجا قانون قانون جنگله همه زرنگ شد ن

همه نامرد شدن ببخشید که ناراحتتون کردم
راستی شما امسال هم مبین هستین؟خیلی دلم براتون تنگ شده امیدوارم که هر چه زودتر ببینمتون 

 

پست الكترونيك: alibkia@yahoo.com

نشاني وب: http://aliabakhtiariblogfa.com

 

نويسنده: ايمان لطفي

نوشته شده در ساعت 19:33 روز سه‌شنبه 17/06/1388

چطوری بختیاری ؟خوش میگذره؟نیستی؟ 

 

پست الكترونيك: alibkia@yahoo.com

نشاني وب: http://aliabakhtiariblogfa.com

 

نويسنده:

پست الكترونيك:

نشاني وب:

 پيام شما:

 

Search Engine Optimization